عقاب ها و خطايه حلاج

مشاور شركت بيمه پارسيان

عقاب ها و خطايه حلاج

۳۵ بازديد

 

نشستن
بر پاي ايستادن است و ايستادنش پرواز
گردن كه مي كشد
آن سوي انحناي زمين
نخجير را مي شناسد
سواره به خواب مي رود تاتار آسمان ها
و سواره كه مي رود به ديدار يار
دريچه هاي ستاره گشوده مي شود
جز آفتاب
حجله زفافش را دايه اي نيست
فرزند اندك مي زايد
تا گوهر آزاديش را
كميابي
رونق ابدي باشد
و چون مرگش فرا رسد
سقف پروازش را بالا و بالتر مي برد
تا زير مژگان سوگوار آفتاب
به خواب رود
در حرير شعله و دود خويش
از كدام مادر زاييده شدند
آنان كه حقارت را برتابيدند ؟
كه به جاي عربده
لبخند چاشني تسليم كردند
تا يكبار سرنگون نشوند
بر منجوق هاي پوزار ستم ؟
بر زمين پر مي كشند چون عقاب گرفتار
و چنگال و منقار
به خاك و فولاد
خونين مي سازند
و آن زمان آرام مي شوند
كه از ثقل جان
سبك شده باشند
بلندا را مي خواهد و به مغاكش فرو كشند
هرزه اي
پيشواز قهقهه مي خواند
بلندترين نردبان را
براي رسيدنت به آسمان تدارك ديده ايم حلاج
و به آخرين كنگره برج كه مي رسند
در آفتاب مي سوزند
و در گورستان پر شكوه شعله خويش
به خواب ابد مي روند


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد