خطابه انكار

مشاور شركت بيمه پارسيان

خطابه انكار

۳۵ بازديد

 

اگر به فراز نمي شتابم
مپندار كه نمي يارمت رسيدن
امتناع من از صعود انكار تست
تحقير مي كنم بلندايت را
زيرا كه حقيران تسخيرت مي كنند
نخستين بيرق را
ناتوان ترينان برافراشتند
و بيرق ما
كه سنگين ترين بود و سپيدترين
به خون برادرانم آغشته شد
به مكر ناجوانمردانه ناتوان ترينان
هفت برادر بوديم
نخستين را بر هزاره نخست
به زير برف سرخ كفن كردم
و ششمين را از هزاره ششم
كوتوله اي دشكيش
از شيفتگان بلنداي تو
تا خود بلندتر بنمايد
از پرتگاه مخوف به زير افكند
هفتمين منم
كه بيرق را به مغازه اي پنهان كرده ام
كه لگدمال ناپاكان نشود
و خود انزوا گزيده كنارش
به پاسداريش
و انكار مي كنم بلندايت را
اما
روزي از پناهگاه
از هزاره هفتم
به بالا خواهم شتافت
تا چوبدست هاي كهنه آويز حقيران را
بر كنم و به باد سپارم
و بيرق سنگينم را
بر بلنداي ناچيز تو برافرازم
پس آنگاه
تو بلندترين چكاد جهان خواهي بود
ه يمن بلنداي بيرق من
اي زمين


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد