جوي نازك

مشاور شركت بيمه پارسيان

جوي نازك

۳۴ بازديد

 

چگونه به تصرفت انديشه كنم
كه از دستبرد خيال و رويا
به دوري
با آنكه در يك قدميم مي گذري
و بوي گرم نفس هايت
ويرانم مي كند
ناگهان كنار خويشت مي يابم
بر يك ميز
ناباور
كه شوخ و شيرين
نشسته اي
ليموي سبزي از بشقابم بر مي داري
و اخم شوخ و ترشي را
با شكر دندان مي آميزي
يك لحظه بعد اما
پنجاه سال
پنجاه هزار فرسنگ
از من دوري
و به خيال و رويا تن در نمي دهي
اينگونه زيستنت
شور به نهادم مي زند
جوي زلال نازك كوهستان
كه از نيان نفت و گوگرد و پيشخوان هاي چرب مي گذرد
چگونه به زلالي نگاه و دندانت
خواهي ماند ؟
اما
تنها در اين جهنم چركين است
كه گاه گاه مي بينمت
كه رو بروي خيال و رويايم مي گذري
ليموي سبز ترشي از بشقابم بر مي داري
و اخم شاد شيريني در جانم مي ريزي
و هيچ گاه تن به خيال و حضور به رويا نمي دهي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد