بامداد

مشاور شركت بيمه پارسيان

بامداد

۳۵ بازديد

 

گنجشكان كه غلغله آغازند
و تذروان به بيشه در ايند
پريان به رودسار گريزند
نيمه ديده نشده رويا
خود را ميان سايه و رنگ هاي گريزان جا مي زند
كه به رودخانه گريزد
قطاري گذشته است به سرعت
و دست جداي عروسكي
ميان علف هاي حاشيه ريل
بازمانده به دنبالش
گنجشكان كه غلغله آغازند
روياها به رودسار گريزند
و شاعر
سيگار آخريش را
روشن كند
به جرقه نخستين مصراع


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد