باغ هاي ديگر

مشاور شركت بيمه پارسيان

باغ هاي ديگر

۳۷ بازديد


در عمق پاك تنگه ديزاشكن
نجواگران غارنشين پير
از زوزه مهيب هيولايي آهنين
دويانه گشته اند
و كوه با تمام درختانش
بيد و بلوط و بادام امروز
ياد آور ترنم سم ها و سنگ هاست
با سنگ سنگ تنگه حسرت سنگر شدن
و اندوه انعكاس صفير تفنگهاست
اينجا چه قوچ فربهي از من در غلطيد
آنجا چه پازني
روزي كه شيرخان سردار ياغيان
از تار و مار قافله ها بازگشته بود
اينجا چه شعله هاي بلندي
شب كوه را مشبك مي كرد
با شاخه شاخه جنگل بيد و بلوط و بن
آواز خشكسالي پرواز و نغمه است
ديگر پرنده ها
شبهاي پر ستاره
مهتاب را به زمزمه پاسخ نمي دهند
و كوليان خسته پاي اجاق ها
آهنگ جاودانه مس سر نمي دهند
تا آسياب تنگه قافله گندم
سنگين و خسته سربالايي را
از قريه هاي نزديك
در گرگ و ميش صبح نميايد
در عمق شاخه هاي بلوط
ديگر پلنگ ماده نمي زايد
و گرگ عاشق از گله انبوه
ميشي براي ماده بيمارش
ديگر نمي ربايد
گفتند : نهر دره ديزاشكن را
از چشمه سوي باغ دكلهاي نفت
كج كرده اند
و جاده هاي قافله رو را
كوبيده اند زير سم اسبهاي سرب
و كبك هاي چابك خوشبانگ را
به دره هاي غربت پرواز داده اند
نجواگران غارنشين گفتند
اينك به جاي قافله هاي قماش
از چاشتبند يكدگر
خرماي خشك و پاره ناني
با حيله مي ربايند
در خطه كبود افق ديدم
نجواگران گرسنه غار
بيل بلند و توبره اي بر پشت
با فعله هاي ديگر
در امتداد جاده نيلي
آزرده مي روند سر كار
افسوس و آه
گفتم
يك روسپي ديگر
دوشيزگي ربوده شد از كوه زادگاه


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد