دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۳ ۳۴ بازديد
اين سفر طولاني طاقت فرسا
بايد
پايان پذيرد جايي
به واحه اي
سر چاهي و سايه نخلي
به ساحلي و عرشه بلمي متروك
در اين بيابان ناشناخته
اختر آشنايي را دنبال مي كنم
كه هميشه پيشاپيشم قرار دارد
و فاصله مان
كم نمي شود انگار
هرگز
ستاره آشنا تو دور مي شوي ايا
يا من
به سكون مانده ام به جا
به گمان حركتي مدام ؟
نه هرگز آنچنان فراز سرم قرار مي گيري
كه كلاه از سرم بيندازد
سماجت ديدارت
نه هرگز
آنگونه دور مي شوي
كه پندارم
غروب كرده باشي
تا باز مانم از رفتن
نوميد و دلشكسته
ستاره آشنا
تو دور مي شوي
يا من ايستاده ام
برجا؟
ستاره دور مي شود از تو و تو مي ايي مدام
و راه
پايان نمي پذيرد هرگز
نه به واحه اي
نه به ساحلي
و همه راهها هميشه
با آخرين قدم ها آغاز مي شوند
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد