از انتهاي باغ

مشاور شركت بيمه پارسيان

از انتهاي باغ

۳۳ بازديد

 

مانند حجمي از نور
از نور سبز و آبي برخاست
و عمق هاي دور درختان را
با نور كهربايي آراست
من انتظار او را
خورشيد ها به گور افق برده ام
و آرزوي گمشدگي را
در جاده و سراب برآورده ام
من در مصاف مرثيه ها اسب گريه را
از دشتهاي دور صدا كرده ام
اينك ز عمق باغ
پاداش سالهاي شقاوت
آن سرو نور باران مي ايد
در كسوت پري ها
با جامه بلند غبار آسا
از كوچه هاي شمشاد آمد
و در مسير او
گل هاي باز لادن حيرت كردند
خون من انفجار سعادت را
تا قلب پر خروشم آورد
و قلب پر خروشم با ضربه تپش
آهنگ پاي او را در گوشم آورد
گفتم
اي بخت دير آمده اي روح سبز باغ
آمد ولي به ديدن من
مثل شكوفه هاي لادن حيرت كرد
آنگاه
از گردباد شادي من
بي اعتنا گذشت
و مثل حجمي از نور
از نور سرخ و آبي
لغزيد تا كرانه گلگشت


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد