دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۳ ۳۹ بازديد
آن جهود سگ ببين چه راي كرد
پهلوي آتش بتي بر پاي كرد
كانك اين بت را سجود آرد برست
ور نيارد در دل آتش نشست
چون سزاي اين بت نفس او نداد
از بت نفسش بتي ديگر بزاد
مادر بتها بت نفس شماست
زانك آن بت مار و اين بت اژدهاست
آهن و سنگست نفس و بت شرار
آن شرار از آب ميگيرد قرار
سنگ و آهن زآب كي ساكن شود
آدمي با اين دو كي ايمن بود
بت سياهابهست در كوزه نهان
نفس مر آب سيه را چشمه دان
آن بت منحوت چون سيل سياه
نفس بتگر چشمهاي بر آب راه
صد سبو را بشكند يكپاره سنگ
و آب چشمه ميزهاند بيدرنگ
بتشكستن سهل باشد نيك سهل
سهل ديدن نفس را جهلست جهل
صورت نفس ار بجويي اي پسر
قصهٔ دوزخ بخوان با هفت در
هر نفس مكري و در هر مكر زان
غرقه صد فرعون با فرعونيان
در خداي موسي و موسي گريز
آب ايمان را ز فرعوني مريز
دست را اندر احد و احمد بزن
اي برادر وا ره از بوجهل تن
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد