دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۳ ۳۳ بازديد
آن دهان كژ كرد و از تسخر بخواند
مر محمد را دهانش كژ بماند
باز آمد كاي محمد عفو كن
اي ترا الطاف و علم من لدن
من ترا افسوس ميكردم ز جهل
من بدم افسوس را منسوب و اهل
چون خدا خواهد كه پردهٔ كس درد
ميلش اندر طعنهٔ پاكان برد
ور خدا خواهد كه پوشد عيب كس
كم زند در عيب معيوبان نفس
چون خدا خواهد كهمان ياري كند
ميل ما را جانب زاري كند
اي خنك چشمي كه آن گريان اوست
وي همايون دل كه آن بريان اوست
آخر هر گريه آخر خندهايست
مرد آخربين مبارك بندهايست
هر كجا آب روان سبزه بود
هر كجا اشكي روان رحمت شود
باش چون دولاب نالان چشم تر
تا ز صحن جانت بر رويد خضر
اشك خواهي رحم كن بر اشكبار
رحم خواهي بر ضعيفان رحم آر
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد