دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۳ ۳۷ بازديد
شير اندر آتش و در خشم و شور
ديد كان خرگوش ميآيد ز دور
ميدود بيدهشت و گستاخ او
خشمگين و تند و تيز و ترشرو
كز شكسته آمدن تهمت بود
وز دليري دفع هر ريبت بود
چون رسيد او پيشتر نزديك صف
بانگ بر زد شيرهاي اي ناخلف
من كه پيلان را ز هم بدريدهام
من كه گوش شير نر ماليدهام
نيم خرگوشي كه باشد كه چنين
امر ما را افكند او بر زمين
ترك خواب غفلت خرگوش كن
غرهٔ اين شير اي خرگوش كن
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد