دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۳ ۳۵ بازديد
صاحب دل را ندارد آن زيان
گر خورد او زهر قاتل را عيان
زانك صحت يافت و از پرهيز رست
طالب مسكين ميان تب درست
گفت پيغامبر كه اي مرد جري
هان مكن با هيچ مطلوبي مري
در تو نمروديست آتش در مرو
رفت خواهي اول ابراهيم شو
چون نهاي سباح و نه دريايي
در ميفكن خويش از خودراييي
او ز آتش ورد احمر آورد
از زيانها سود بر سر آورد
كاملي گر خاك گيرد زر شود
ناقص ار زر برد خاكستر شود
چون قبول حق بود آن مرد راست
دست او در كارها دست خداست
دست ناقص دست شيطانست و ديو
زانك اندر دام تكليفست و ريو
جهل آيد پيش او دانش شود
جهل شد علمي كه در منكر رود
هرچه گيرد علتي علت شود
كفر گيرد كاملي ملت شود
اي مري كرده پياده با سوار
سر نخواهي برد اكنون پاي دار
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد