بخش ۱۰۰ - تفسير بيت «آسمانهاست در ولايت جان كارفرماي آسمان جهان»

۳۶ بازديد


غيب را ابري و آبي ديگرست
آسمان و آفتابي ديگرست
نايد آن الا كه بر خاصان پديد
باقيان في لبس من خلق جديد
هست باران از پي پروردگي
هست باران از پي پژمردگي
نفع باران بهاران بوالعجب
باغ را باران پاييزي چو تب
آن بهاري نازپروردش كند
وين خزاني ناخوش و زردش كند
همچنين سرما و باد و آفتاب
بر تفاوت دان و سررشته بياب
همچنين در غيب انواعست اين
در زيان و سود و در ربح و غبين
اين دم ابدال باشد زان بهار
در دل و جان رويد از وي سبزه‌زار
فعل باران بهاري با درخت
آيد از انفاسشان در نيكبخت
گر درخت خشك باشد در مكان
عيب آن از باد جان‌افزا مدان
باد كار خويش كرد و بر وزيد
آنك جاني داشت بر جانش گزيد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد