دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۳ ۴۰ بازديد
يك خليفه بود در ايام پيش
كرده حاتم را غلام جود خويش
رايت اكرام و داد افراشته
فقر و حاجت از جهان بر داشته
بحر و در از بخششش صاف آمده
داد او از قاف تا قاف آمده
در جهان خاك ابر و آب بود
مظهر بخشايش وهاب بود
از عطااش بحر و كان در زلزله
سوي جودش قافله بر قافله
قبلهٔ حاجت در و دروازهاش
رفته در عالم بجود آوازهاش
هم عجم هم روم هم ترك و عرب
مانده از جود و سخااش در عجب
آب حيوان بود و درياي كرم
زنده گشته هم عرب زو هم عجم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد