بخش ۱۲۰

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۱۲۰

۳۴ بازديد


مرد زان گفتن پيشمان شد چنان
كز عواني ساعت مردن عوان
گفت خصم جان جان چون آمدم
بر سر جان من لگدها چون زدم
چون قضا آيد فرو پوشد بصر
تا نداند عقل ما پا را ز سر
چون قضا بگذشت خود را مي‌خورد
پرده بدريده گريبان مي‌درد
مرد گفت اي زن پيشمان مي‌شوم
گر بدم كافر مسلمان مي‌شوم
من گنه‌كار توم رحمي بكن
بر مكن يكبارگيم از بيخ و بن
كافر پير ار پشيمان مي‌شود
چونك عذر آرد مسلمان مي‌شود
حضرت پر رحمتست و پر كرم
عاشق او هم وجود و هم عدم
كفر و ايمان عاشق آن كبريا
مس و نقره بندهٔ آن كيميا


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد