دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۲ ۴۱ بازديد
فازن بالحرة پي اين شد مثل
فاسرق الدرة بدين شد منتقل
بنده سوي خواجه شد او ماند زار
بوي گل شد سوي گل او ماند خار
او بمانده دور از مطلوب خويش
سعي ضايع رنج باطل پاي ريش
همچو صيادي كه گيرد سايهاي
سايه كي گردد ورا سرمايهاي
سايهٔ مرغي گرفته مرد سخت
مرغ حيران گشته بر شاخ درخت
كين مدمغ بر كي ميخندد عجب
اينت باطل اينت پوسيده سبب
ور تو گويي جزو پيوستهٔ كلست
خار ميخور خار مقرون گلست
جز ز يك رو نيست پيوسته به كل
ورنه خود باطل بدي بعث رسل
چون رسولان از پي پيوستنند
پس چه پيوندندشان چون يك تنند
اين سخن پايان ندارد اي غلام
روز بيگه شد حكايت كن تمام
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد