بخش ۱۵۲ - اعتماد كردن هاروت و ماروت بر عصمت خويش

۳۶ بازديد


همچو هاروت و چو ماروت شهير
از بطر خوردند زهرآلود تير
اعتمادي بودشان بر قدس خويش
چيست بر شير اعتماد گاوميش
گرچه او با شاخ صد چاره كند
شاخ شاخش شير نر پاره كند
گر شود پر شاخ همچون خارپشت
شير خواهد گاو را ناچار كشت
گرچه صرصر پس درختان مي‌كند
با گياه تر وي احسان مي‌كند
بر ضعيفي گياه آن باد تند
رحم كرد اي دل تو از قوت ملند
تيشه را ز انبوهي شاخ درخت
كي هراس آيد ببرد لخت لخت
ليك بر برگي نكوبد خويش را
جز كه بر نيشي نكوبد نيش را
شعله را ز انبوهي هيزم چه غم
كي رمد قصاب از خيل غنم
پيش معني چيست صورت بس زبون
چرخ را معنيش مي‌دارد نگون
تو قياس از چرخ دولابي بگير
گردشش از كيست از عقل مشير
گردش اين قالب همچون سپر
هست از روح مستر اي پسر
گردش اين باد از معني اوست
همچو چرخي كان اسير آب جوست
جر و مد و دخل و خرج اين نفس
از كي باشد جز ز جان پر هوس
گاه جيمش مي‌كند گه حا و دال
گاه صلحش مي‌كند گاهي جدال
گه يمينش مي‌برد گاهي يسار
كه گلستانش كند گاهيش خار
همچنين اين باد را يزدان ما
كرده بد بر عاد همچون اژدها
باز هم آن باد را بر مؤمنان
كرده بد صلح و مراعات و امان
گفت المعني هوالله شيخ دين
بحر معنيهاي رب العالمين
جمله اطباق زمين و آسمان
همچو خاشاكي در آن بحر روان
حمله‌ها و رقص خاشاك اندر آب
هم ز آب آمد به وقت اضطراب
چونك ساكن خواهدش كرد از مرا
سوي ساحل افكند خاشاك را
چون كشد از ساحلش در موج‌گاه
آن كند با او كه آتش با گياه
اين حديث آخر ندارد باز ران
جانب هاروت و ماروت اي جوان


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد