بخش ۱۲ - ترسانيدن شخصي زاهدي را كي كم گري تا كور نشوي

۳۵ بازديد


زاهدي را گفت ياري در عمل
كم گري تا چشم را نايد خلل
گفت زاهد از دو بيرون نيست حال
چشم بيند يا نبيند آن جمال
گر ببيند نور حق خود چه غمست
در وصال حق دو ديده چه كمست
ور نخواهد ديد حق را گو برو
اين چنين چشم شقي گو كور شو
غم مخور از ديده كان عيسي تراست
چپ مرو تا بخشدت دو چشم راست
عيسي روح تو با تو حاضرست
نصرت از وي خواه كو خوش ناصرست
ليك بيگار تن پر استخوان
بر دل عيسي منه تو هر زمان
همچو آن ابله كه اندر داستان
ذكر او كرديم بهر راستان
زندگي تن مجو از عيسي‌ات
كام فرعوني مخواه از موسي‌ات
بر دل خود كم نه انديشهٔ معاش
عيش كم نايد تو بر درگاه باش
اين بدن خرگاه آمد روح را
يا مثال كشتيي مر نوح را
ترك چون باشد بيابد خرگهي
خاصه چون باشد عزيز درگهي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد