بخش ۴۸ - رفتن مصطفي عليه السلام به عيادت صحابي و بيان فايدهٔ عيادت

۳۵ بازديد


از صحابه خواجه‌اي بيمار شد
واندر آن بيماريش چون تار شد
مصطفي آمد عيادت سوي او
چون همه لطف و كرم بد خوي او
در عيادت رفتن تو فايده‌ست
فايدهٔ آن باز با تو عايده‌ست
فايدهٔ اول كه آن شخص عليل
بوك قطبي باشد و شاه جليل
چون دو چشم دل نداري اي عنود
كه نمي‌داني تو هيزم را ز عود
چونك گنجي هست در عالم مرنج
هيچ ويران را مدان خالي ز گنج
قصد هر درويش مي‌كن از گزاف
چون نشان يابي بجد مي‌كن طواف
چون ترا آن چشم باطن‌بين نبود
گنج مي‌پندار اندر هر وجود
ور نباشد قطب يار ره بود
شه نباشد فارس اسپه بود
پس صلهٔ ياران ره لازم شمار
هر كه باشد گر پياده گر سوار
ور عدو باشد همين احسان نكوست
كه باحسان بس عدو گشتست دوست
ور نگردد دوست كينش كم شود
زانك احسان كينه را مرهم شود
بس فوايد هست غير اين وليك
از درازي خايفم اي يار نيك
حاصل اين آمد كه يار جمع باش
همچو بتگر از حجر ياري تراش
زانك انبوهي و جمع كاروان
ره‌زنان را بشكند پشت و سنان


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد