بخش ۴۹ - وحي كردن حق تعالي به موسي عليه السلام كي چرا به عيادت من نيامدي

۳۶ بازديد


آمد از حق سوي موسي اين عتاب
كاي طلوع ماه ديده تو ز جيب
مشرقت كردم ز نور ايزدي
من حقم رنجور گشتم نامدي
گفت سبحانا تو پاكي از زيان
اين چه رمزست اين بكن يا رب بيان
باز فرمودش كه در رنجوريم
چون نپرسيدي تو از روي كرم
گفت يا رب نيست نقصاني ترا
عقل گم شد اين سخن را برگشا
گفت آري بندهٔ خاص گزين
كشت رنجور او منم نيكو ببين
هست معذوريش معذوري من
هست رنجوريش رنجوري من
هر كه خواهد همنشيني خدا
تا نشيند در حضور اوليا
از حضور اوليا گر بسكلي
تو هلاكي زانك جزوي بي كلي
هر كه را ديو از كريمان وا برد
بي كسش يابد سرش را او خورد
يك بدست از جمع رفتن يك زمان
مكر ديوست بشنو و نيكو بدان


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد