دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۲ ۳۶ بازديد
در خبر آمد كه خال مؤمنان
خفته بد در قصر بر بستر ستان
قصر را از اندرون در بسته بود
كز زيارتهاي مردم خسته بود
ناگهان مردي ورا بيدار كرد
چشم چون بگشاد پنهان گشت مرد
گفت اندر قصر كس را ره نبود
كيست كين گستاخي و جرات نمود
گرد برگشت و طلب كرد آن زمان
تا بيايد زان نهان گشته نشان
او پس در مدبري را ديد كو
در پس پرده نهان ميكرد رو
گفت هي تو كيستي نام تو چيست
گفت نامم فاش ابليس شقيست
گفت بيدارم چرا كردي بجد
راست گو با من مگو بر عكس و ضد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد