دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۲ ۳۶ بازديد
گفت غير راستي نرهاندت
داد سوي راستي ميخواندت
راست گو تا وا رهي از چنگ من
مكر ننشاند غبار جنگ من
گفت چون داني دروغ و راست را
اي خيال انديش پر انديشهها
گفت پيغامبر نشاني داده است
قلب و نيكو را محك بنهاده است
گفته است الكذب ريب في القلوب
گفت الصدق طمانين طروب
دل نيارامد ز گفتار دروغ
آب و روغن هيچ نفروزد فروغ
در حديث راست آرام دلست
راستيها دانهٔ دام دلست
دل مگر رنجور باشد بد دهان
كه نداند چاشني اين و آن
چون شود از رنج و علت دل سليم
طعم كذب و راست را باشد عليم
حرص آدم چون سوي گندم فزود
از دل آدم سليمي را ربود
پس دروغ و عشوهات را گوش كرد
غره گشت و زهر قاتل نوش كرد
كزدم از گندم ندانست آن نفس
ميپرد تمييز از مست هوس
خلق مست آرزواند و هوا
زان پذيرااند دستان ترا
هر كه خود را از هوا خو باز كرد
چشم خود را آشناي راز كرد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد