دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۲ ۳۴ بازديد
تو چرا بيدار كردي مر مرا
دشمن بيداريي تو اي دغا
همچو خشخاشي همه خواب آوري
همچو خمري عقل و دانش را بري
چارميخت كردهام هين راست گو
راست را دانم تو حيلتها مجو
من ز هر كس آن طمع دارم كه او
صاحب آن باشد اندر طبع و خو
من ز سركه مينجويم شكري
مر مخنث را نگيرم لشكري
همچو گبران من نجويم از بتي
كو بود حق يا خود از حق آيتي
من ز سرگين مينجويم بوي مشك
من در آب جو نجويم خشت خشك
من ز شيطان اين نجويم كوست غير
كو مرا بيدار گرداند بخير
گفت بسيار آن بليس از مكر و غدر
مير ازو نشنيد كرد استيز و صبر
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد