بخش ۷۵ - تتمهٔ اقرار ابليس به معاويه مكر خود را

۳۴ بازديد


پس عزازيلش بگفت اي مير راد
مكر خود اندر ميان بايد نهاد
گر نمازت فوت مي‌شد آن زمان
مي‌زدي از درد دل آه و فغان
آن تاسف و آن فغان و آن نياز
درگذشتي از دو صد ذكر و نماز
من ترا بيدار كردم از نهيب
تا نسوزاند چنان آهي حجاب
تا چنان آهي نباشد مر ترا
تا بدان راهي نباشد مر ترا
من حسودم از حسد كردم چنين
من عدوم كار من مكرست و كين
گفت اكنون راست گفتي صادقي
از تو اين آيد تو اين را لايقي
عنكبوتي تو مگس داري شكار
من نيم اي سگ مگس زحمت ميار
باز اسپيدم شكارم شه كند
عنكبوتي كي بگرد ما تند
رو مگس مي‌گير تا تواني هلا
سوي دوغي زن مگسها را صلا
ور بخواني تو به سوي انگبين
هم دروغ و دوغ باشد آن يقين
تو مرا بيدار كردي خواب بود
تو نمودي كشتي آن گرداب بود
تو مرا در خير زان مي‌خواندي
تا مرا از خير بهتر راندي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد