دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۲ ۳۶ بازديد
اشتري گم كردي و جستيش چست
چون بيابي چون نداني كان تست
ضاله چه بود ناقهٔ گم كردهاي
از كفت بگريخته در پردهاي
آمده در بار كردن كاروان
اشتر تو زان ميان گشته نهان
ميدوي اين سو و آن سو خشكلب
كاروان شد دور و نزديكست شب
رخت مانده بر زمين در راه خوف
تو پي اشتر دوان گشته بطوف
كاي مسلمانان كه ديدست اشتري
جسته بيرون بامداد از آخري
هر كه بر گويد نشان از اشترم
مژدگاني ميدهم چندين درم
باز ميجويي نشان از هر كسي
ريش خندت ميكند زين هر خسي
كه اشتري ديديم ميرفت اين طرف
اشتري سرخي به سوي آن علف
آن يكي گويد بريده گوش بود
وآن دگر گويد جلش منقوش بود
آن يكي گويد شتر يك چشم بود
وآن دگر گويد ز گر بي پشم بود
از براي مژدگاني صد نشان
از گزافه هر خسي كرده بيان
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد