بخش ۸۴ - بيان آنك در هر نفسي فتنهٔ مسجد ضرار هست

۴۳ بازديد


چون پديد آمد كه آن مسجد نبود
خانهٔ حيلت بد و دام جهود
پس نبي فرمود كان را بر كنند
مطرحهٔ خاشاك و خاكستر كنند
صاحب مسجد چو مسجد قلب بود
دانه‌ها بر دام ريزي نيست جود
گوشت اندر شست تو ماهي‌رباست
آنچنان لقمه ني بخشش نه سخاست
مسجد اهل قبا كان بد جماد
آنچ كفو او نبد راهش نداد
در جمادات اين چنين حيفي نرفت
زد در آن ناكفو امير داد نفت
پس حقايق را كه اصل اصلهاست
دان كه آنجا فرقها و فصلهاست
نه حياتش چون حيات او بود
نه مماتش چون ممات او بود
گور او هرگز چو گور او مدان
خود چه گويم حال فرق آن جهان
بر محك زن كار خود اي مرد كار
تا نسازي مسجد اهل ضرار
بس در آن مسجدكنان تسخر زدي
چون نظر كردي تو خود زيشان بدي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد