دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۲ ۳۹ بازديد
آن غزان ترك خونريز آمدند
بهر يغما بر دهي ناگه زدند
دو كس از اعيان آن ده يافتند
در هلاك آن يكي بشتافتند
دست بستندش كه قربانش كنند
گفت اي شاهان و اركان بلند
در چه مرگم چرا ميافكنيد
از چه آخر تشنهٔ خون منيد
چيست حكمت چه غرض در كشتنم
چون چنين درويشم و عريانتنم
گفت تا هيبت برين يارت زند
تا بترسد او و زر پيدا كند
گفت آخر او ز من مسكينترست
گفت قاصد كرده است او را زرست
گفت چون وهمست ما هر دو يكيم
در مقام احتمال و در شكيم
خود ورا بكشيد اول اي شهان
تا بترسم من دهم زر را نشان
پس كرمهاي الهي بين كه ما
آمديم آخر زمان در انتها
آخرين قرنها پيش از قرون
در حديثست آخرون السابقون
تا هلاك قوم نوح و قوم هود
عارض رحمت بجان ما نمود
كشت ايشان را كه ما ترسيم ازو
ور خود اين بر عكس كردي واي تو
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد