بخش ۹۰ - ترسيدن كودك از آن شخص صاحب جثه

۳۵ بازديد


كنك زفتي كودكي را يافت فرد
زرد شد كودك ز بيم قصد مرد
گفت ايمن باش اي زيباي من
كه تو خواهي بود بر بالاي من
من اگر هولم مخنث دان مرا
همچو اشتر بر نشين مي‌ران مرا
صورت مردان و معني اين چنين
از برون آدم درون ديو لعين
آن دهل را ماني اي زفت چو عاد
كه برو آن شاخ را مي‌كوفت باد
روبهي اشكار خود را باد داد
بهر طبلي همچو خيك پر ز باد
چون نديد اندر دهل او فربهي
گفت خوكي به ازين خيك تهي
روبهان ترسند ز آواز دهل
عاقلش چندان زند كه لا تقل


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد