دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۱ ۳۶ بازديد
آن شغالي رفت اندر خم رنگ
اندر آن خم كرد يك ساعت درنگ
پس بر آمد پوستش رنگين شده
كه منم طاووس عليين شده
پشم رنگين رونق خوش يافته
آفتاب آن رنگها بر تافته
ديد خود را سبز و سرخ و فور و زرد
خويشتن را بر شغالان عرضه كرد
جمله گفتند اي شغالك حال چيست
كه ترا در سر نشاطي ملتويست
از نشاط از ما كرانه كردهاي
اين تكبر از كجا آوردهاي
يك شغالي پيش او شد كاي فلان
شيد كردي يا شدي از خوشدلان
شيد كردي تا به منبر بر جهي
تا ز لاف اين خلق را حسرت دهي
بس بكوشيدي نديدي گرميي
پس ز شيد آوردهاي بيشرميي
گرمي آن اوليا و انبياست
باز بيشرمي پناه هر دغاست
كه التفات خلق سوي خود كشند
كه خوشيم و از درون بس ناخوشند
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد