بخش ۵۷ - بيان آنك علم را دو پرست و گمان را يك پرست

۳۱ بازديد


علم را دو پر گمان را يك پرست
ناقص آمد ظن به پرواز ابترست
مرغ يك‌پر زود افتد سرنگون
باز بر پرد دو گامي يا فزون
افت خيزان مي‌رود مرغ گمان
با يكي پر بر اميد آشيان
چون ز ظن وا رست علمش رو نمود
شد دو پر آن مرغ يك‌پر پر گشود
بعد از آن يمشي سويا مستقيم
نه علي وجهه مكبا او سقيم
با دو پر بر مي‌پرد چون جبرئيل
بي گمان و بي مگر بي قال و قيل
گر همه عالم بگويندش توي
بر ره يزدان و دين مستوي
او نگردد گرم‌تر از گفتشان
جان طاق او نگردد جفتشان
ور همه گويند او را گم‌رهي
كوه پنداري و تو برگ كهي
او نيفتد در گمان از طعنشان
او نگردد دردمند از ظعنشان
بلك گر دريا و كوه آيد بگفت
گويدش با گم‌رهي گشتي تو جفت
هيچ يك ذره نيفتد در خيال
يا به طعن طاعنان رنجورحال


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد