بخش ۶۰ - در وهم افكندن كودكان اوستاد را

۳۴ بازديد


روز گشت و آمدند آن كودكان
بر همين فكرت ز خانه تا دكان
جمله استادند بيرون منتظر
تا درآيد اول آن يار مصر
زانك منبع او بدست اين راي را
سر امام آيد هميشه پاي را
اي مقلد تو مجو بيشي بر آن
كو بود منبع ز نور آسمان
او در آمد گفت استا را سلام
خير باشد رنگ رويت زردفام
گفت استا نيست رنجي مر مرا
تو برو بنشين مگو ياوه هلا
نفي كرد اما غبار وهم بد
اندكي اندر دلش ناگاه زد
اندر آمد ديگري گفت اين چنين
اندكي آن وهم افزون شد بدين
همچنين تا وهم او قوت گرفت
ماند اندر حال خود بس در شگفت


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد