بخش ۶۱ - بيمار شدن فرعون هم به وهم از تعظيم خلقان

۳۳ بازديد


سجدهٔ خلق از زن و از طفل و مرد
زد دل فرعون را رنجور كرد
گفتن هريك خداوند و ملك
آنچنان كردش ز وهمي منهتك
كه به دعوي الهي شد دلير
اژدها گشت و نمي‌شد هيچ سير
عقل جزوي آفتش وهمست و ظن
زانك در ظلمات شد او را وطن
بر زمين گر نيم گز راهي بود
آدمي بي وهم آمن مي‌رود
بر سر ديوار عالي گر روي
گر دو گز عرضش بود كژ مي‌شوي
بلك مي‌افتي ز لرزهٔ دل به وهم
ترس وهمي را نكو بنگر بفهم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد