بخش ۸۳ - صفت بعضي اوليا كي راضي‌اند باحكام و لابه نكنند كي اين حكم را بگردان

۳۴ بازديد


بشنو اكنون قصهٔ آن ره‌روان
كه ندارند اعتراضي در جهان
ز اوليا اهل دعا خود ديگرند
كه همي‌دوزند و گاهي مي‌درند
قوم ديگر مي‌شناسم ز اوليا
كه دهانشان بسته باشد از دعا
از رضا كه هست رام آن كرام
جستن دفع قضاشان شد حرام
در قضا ذوقي همي‌بينند خاص
كفرشان آيد طلب كردن خلاص
حسن ظني بر دل ايشان گشود
كه نپوشند از عمي جامهٔ كبود


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد