بخش ۹۲ - باز شدن آن شمعها هفت درخت

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۹۲ - باز شدن آن شمعها هفت درخت

۳۶ بازديد


باز هر يك مرد شد شكل درخت
چشمم از سبزي ايشان نيكبخت
زانبهي برگ پيدا نيست شاخ
برگ هم گم گشته از ميوهٔ فراخ
هر درختي شاخ بر سدره زده
سدره چه بود از خلا بيرون شده
بيخ هر يك رفته در قعر زمين
زيرتر از گاو و ماهي بد يقين
بيخشان از شاخ خندان‌روي‌تر
عقل از آن اشكالشان زير و زبر
ميوه‌اي كه بر شكافيدي ز زور
همچو آب از ميوه جستي برق نور


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد