دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۱ ۳۵ بازديد
آنچنانك ناگهان شيري رسيد
مرد را بربود و در بيشه كشيد
او چه انديشد در آن بردن ببين
تو همان انديش اي استاد دين
ميكشد شير قضا در بيشهها
جان ما مشغول كار و پيشهها
آنچنانك از فقر ميترسند خلق
زير آب شور رفته تا به حلق
گر بترسندي از آن فقرآفرين
گنجهاشان كشف گشتي در زمين
جملهشان از خوف غم در عين غم
در پي هستي فتاده در عدم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد