بخش ۱۸۲ - پرسيدن معشوقي از عاشق غريب خود

۳۶ بازديد


گفت معشوقي به عاشق كاي فتي
تو به غربت ديده‌اي بس شهرها
پس كدامين شهر ز آنها خوشترست
گفت آن شهري كه در وي دلبرست
هركجا باشد شه ما را بساط
هست صحرا گر بود سم الخياط
هر كجا كه يوسفي باشد چو ماه
جنتست ارچه كه باشد قعر چاه


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد