دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۰ ۳۴ بازديد
آمدش پيغام از دولت كه رو
تو ز منع اين ظفر غمگين مشو
كاندرين خواري نقدت فتحهاست
نك فلان قلعه فلان بقعه تراست
بنگر آخر چونك واگرديد تفت
بر قريظه و بر نضير از وي چه رفت
قلعهها هم گرد آن دو بقعهها
شد مسلم وز غنايم نفعها
ور نباشد آن تو بنگر كين فريق
پر غم و رنجند و مفتون و عشيق
زهر خواري را چو شكر ميخورند
خار غمها را چو اشتر ميچرند
بهر عين غم نه از بهر فرج
اين تسافل پيش ايشان چون درج
آنچنان شادند اندر قعر چاه
كه هميترسند از تخت و كلاه
هر كجا دلبر بود خود همنشين
فوق گردونست نه زير زمين
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد