دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۰ ۳۷ بازديد
گفت عيسي را يكي هشيار سر
چيست در هستي ز جمله صعبتر
گفتش اي جان صعبتر خشم خدا
كه از آن دوزخ همي لرزد چو ما
گفت ازين خشم خدا چه بود امان
گفت ترك خشم خويش اندر زمان
پس عوان كه معدن اين خشم گشت
خشم زشتش از سبع هم در گذشت
چه اميدستش به رحمت جز مگر
باز گردد زان صفت آن بيهنر
گرچه عالم را ازيشان چاره نيست
اين سخن اندر ضلال افكندنيست
چاره نبود هم جهان را از چمين
ليك نبود آن چمين ماء معين
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد