دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۲۰ ۳۵ بازديد
باز گرديد اي رسولان خجل
زر شما را دل به من آريد دل
اين زر من بر سر آن زر نهيد
كوري تن فرج استر را دهيد
فرج استر لايق حلقهٔ زرست
زر عاشق روي زرد اصفرست
كه نظرگاه خداوندست آن
كز نظرانداز خورشيدست كان
كو نظرگاه شعاع آفتاب
كو نظرگاه خداوند لباب
از گرفت من ز جان اسپر كنيد
گرچه اكنون هم گرفتار منيد
مرغ فتنه دانه بر بامست او
پر گشاده بستهٔ دامست او
چون به دانه داد او دل را به جان
ناگرفته مر ورا بگرفته دان
آن نظرها كه به دانه ميكند
آن گره دان كو به پا برميزند
دانه گويد گر تو ميدزدي نظر
من همي دزدم ز تو صبر و مقر
چون كشيدت آن نظر اندر پيم
پس بداني كز تو من غافل نيم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد