بخش ۷۱ - آشفتن آن غلام از نارسيدن جواب رقعه از قبل پادشاه

۳۵ بازديد


اين بيابان خود ندارد پا و سر
بي‌جواب نامه خستست آن پسر
كاي عجب چونم نداد آن شه جواب
با خيانت كرد رقعه‌بر ز تاب
رقعه پنهان كرد و ننمود آن به شاه
كو منافق بود و آبي زير كاه
رقعهٔ ديگر نويسم ز آزمون
ديگري جويم رسول ذو فنون
بر امير و مطبخي و نامه‌بر
عيب بنهاده ز جهل آن بي‌خبر
هيچ گرد خود نمي‌گردد كه من
كژروي كردم چو اندر دين شمن


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد