بخش ۱۰۱ - قوله عليه السلام من بشرني بخروج صفر بشرته بالجنة

۳۳ بازديد


احمد آخر زمان را انتقال
در ربيع اول آيد بي جدال
چون خبر يابد دلش زين وقت نقل
عاشق آن وقت گردد او به عقل
چون صفر آيد شود شاد از صفر
كه پس اين ماه مي‌سازم سفر
هر شبي تا روز زين شوق هدي
اي رفيق راه اعلي مي‌زدي
گفت هر كس كه مرا مژده دهد
چون صفر پاي از جهان بيرون نهد
كه صفر بگذشت و شد ماه ربيع
مژده‌ور باشم مر او را و شفيع
گفت عكاشه صفر بگذشت و رفت
گفت كه جنت ترا اي شير زفت
ديگري آمد كه بگذشت آن صفر
گفت عكاشه ببرد از مژده بر
پس رجال از نقل عالم شادمان
وز بقااش شادمان اين كودكان
چونك آب خوش نديد آن مرغ كور
پيش او كوثر نيامد آب شور
هم‌چنين موسي كرامت مي‌شمرد
كه نگردد صاف اقبال تو درد
گفت احسنت و نكو گفت وليك
تا كنم من مشورت با يار نيك


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد