بخش ۱۱۹ - عروس آوردن پادشاه فرزند خود را از خوف انقطاع نسل

۴۰ بازديد


پس عروسي خواست بايد بهر او
تا نمايد زين تزوج نسل رو
گر رود سوي فنا اين باز باز
فرخ او گردد ز بعد باز باز
صورت او باز گر زينجا رود
معني او در ولد باقي بود
بهر اين فرمود آن شاه نبيه
مصطفي كه الولد سر ابيه
بهر اين معني همه خلق از شغف
مي‌بياموزند طفلان را حرف
تا بماند آن معاني در جهان
چون شود آن قالب ايشان نهان
حق به حكمت حرصشان دادست جد
بهر رشد هر صغير مستعد
من هم از بهر دوام نسل خويش
جفت خواهم پور خود را خوب كيش
دختري خواهم ز نسل صالحي
ني ز نسل پادشاهي كالحي
شاه خود اين صالحست آزاد اوست
ني اسير حرص فرجست و گلوست
مر اسيران را لقب كردند شاه
عكس چون كافور نام آن سياه
شد مفازه باديهٔ خون‌خوار نام
نيكبخت آن پيس را كردند عام
بر اسير شهوت و حرص و امل
بر نوشته مير يا صدر اجل
آن اسيران اجل را عام داد
نام اميران اجل اندر بلاد
صدر خوانندش كه در صف نعال
جان او پستست يعني جاه و مال
شاه چون با زاهدي خويشي گزيد
اين خبر در گوش خاتونان رسيد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد