بخش ۱۲۴ - بيان آنك مجموع عالم صورت عقل كلست

۳۸ بازديد


كل عالم صورت عقل كلست
كوست باباي هر آنك اهل قل است
چون كسي با عقل كل كفران فزود
صورت كل پيش او هم سگ نمود
صلح كن با اين پدر عاقي بهل
تا كه فرش زر نمايد آب و گل
پس قيامت نقد حال تو بود
پيش تو چرخ و زمين مبدل شود
من كه صلحم دايما با اين پدر
اين جهان چون جنتستم در نظر
هر زمان نو صورتي و نو جمال
تا ز نو ديدن فرو ميرد ملال
من همي‌بينم جهان را پر نعيم
آبها از چشمه‌ها جوشان مقيم
بانگ آبش مي‌رسد در گوش من
مست مي‌گردد ضمير و هوش من
شاخه‌ها رقصان شده چون تايبان
برگها كف‌زن مثال مطربان
برق آيينه‌ست لامع از نمد
گر نمايد آينه تا چون بود
از هزاران مي‌نگويم من يكي
ز آنك آكندست هر گوش از شكي
پيش وهم اين گفت مژده دادنست
عقل گويد مژده چه نقد منست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد