بخش ۱۳ - بيان آنك نور كه غذاي جانست

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۱۳ - بيان آنك نور كه غذاي جانست

۳۶ بازديد


گرچه آن مطعوم جانست و نظر
جسم را هم زان نصيبست اي پسر
گر نگشتي ديو جسم آن را اكول
اسلم الشيطان نفرمودي رسول
ديو زان لوتي كه مرده حي شود
تا نياشامد مسلمان كي شود
ديو بر دنياست عاشق كور و كر
عشق را عشقي دگر برد مگر
از نهان‌خانهٔ يقين چون مي‌چشد
اندك‌اندك رخت عشق آنجا كشد
يا حريص االبطن عرج هكذا
انما المنهاج تبديل الغذا
يا مريض القلب عرج للعلاج
جملة التدبير تبديل المزاج
ايها المحبوس في رهن الطعام
سوف تنجو ان تحملت الفطام
ان في‌الجوع طعام وافر
افتقدها وارتج يا نافر
اغتذ بالنور كن مثل البصر
وافق الاملاك يا خير البشر
چون ملك تسبيح حق را كن غذا
تا رهي هم‌چون ملايك از اذا
جبرئيل ار سوي جيفه كم تند
او به قوت كي ز كركس كم زند
حبذا خواني نهاده در جهان
ليك از چشم خسيسان بس نهان
گر جهان باغي از نعمت شود
قسم موش و مار هم خاكي بود


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد