دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۹ ۳۴ بازديد
اي خداي بينظير ايثار كن
گوش را چون حلقه دادي زين سخن
گوش ما گير و بدان مجلس كشان
كز رحيقت ميخورند آن سرخوشان
چون به ما بويي رسانيدي ازين
سر مبند آن مشك را اي رب دين
از تو نوشند ار ذكورند ار اناث
بيدريغي در عطا يا مستغاث
اي دعا ناگفته از تو مستجاب
داده دل را هر دمي صد فتح باب
چند حرفي نقش كردي از رقوم
سنگها از عشق آن شد همچو موم
نون ابرو صاد چشم و جيم گوش
بر نوشتي فتنهٔ صد عقل و هوش
زان حروفت شد خرد باريكريس
نسخ ميكن اي اديب خوشنويس
در خور هر فكر بسته بر عدم
دم به دم نقش خيالي خوش رقم
حرفهاي طرفه بر لوح خيال
بر نوشته چشم و عارض خد و خال
بر عدم باشم نه بر موجود مست
زانك معشوق عدم وافيترست
عقل را خط خوان آن اشكال كرد
تا دهد تدبيرها را زان نورد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد