دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۹ ۳۵ بازديد
چون ملك از لوح محفوظ آن خرد
هر صباحي درس هر روزه برد
بر عدم تحريرها بين بيبنان
و از سوادش حيرت سوداييان
هر كسي شد بر خيالي ريش گاو
گشته در سوداي گنجي كنجكاو
از خيالي گشته شخصي پرشكوه
روي آورده به معدنهاي كوه
وز خيالي آن دگر با جهد مر
رو نهاده سوي دريا بهر در
وآن دگر بهر ترهب در كنشت
وآن يكي اندر حريصي سوي كشت
از خيال آن رهزن رسته شده
وز خيال اين مرهم خسته شده
در پريخواني يكي دل كرده گم
بر نجوم آن ديگري بنهاده سم
اين روشها مختلف بيند برون
زان خيالات ملون ز اندرون
اين در آن حيران شده كان بر چيست
هر چشنده آن دگر را نافيست
آن خيالات ار نبد نامؤتلف
چون ز بيرون شد روشها مختلف
قبلهٔ جان را چو پنهان كردهاند
هر كسي رو جانبي آوردهاند
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد