دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۸ ۳۴ بازديد
جمله را جستيم پيش آي اي نصوح
گشت بيهوش آن زمان پريد روح
همچو ديوار شكسته در فتاد
هوش و عقلش رفت شد او چون جماد
چونك هوشش رفت از تن بيامان
سر او با حق بپيوست آن زمان
چون تهي گشت و وجود او نماند
باز جانش را خدا در پيش خواند
چون شكست آن كشتي او بيمراد
در كنار رحمت دريا فتاد
جان به حق پيوست چون بيهوش شد
موج رحمت آن زمان در جوش شد
چون كه جانش وا رهيد از ننگ تن
رفت شادان پيش اصل خويشتن
جان چو باز و تن مرورا كندهاي
پاي بسته پر شكسته بندهاي
چونك هوشش رفت و پايش بر گشاد
ميپرد آن باز سوي كيقباد
چونك درياهاي رحمت جوش كرد
سنگها هم آب حيوان نوش كرد
ذرهٔ لاغر شگرف و زفت شد
فرش خاكي اطلس و زربفت شد
مردهٔ صدساله بيرون شد ز گور
ديو ملعون شد به خوبي رشك حور
اين همه روي زمين سرسبز شد
چوب خشك اشكوفه كرد و نغز شد
گرگ با بره حريف مي شده
نااميدان خوشرگ و خوش پي شده
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد