بخش ۱۰۲ - جواب گفتن خر روباه را

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۱۰۲ - جواب گفتن خر روباه را

۳۶ بازديد


گفت من به از توكل بر ربي
مي‌ندانم در دو عالم مكسبي
كسب شكرش را نمي‌دانم نديد
تا كشد رزق خدا رزق و مزيد
بحثشان بسيار شد اندر خطاب
مانده گشتند از سؤال و از جواب
بعد از آن گفتش بدان در مملكه
نهي لا تلقوا بايدي تهلكه
صبر در صحراي خشك و سنگ‌لاخ
احمقي باشد جهان حق فراخ
نقل كن زينجا به سوي مرغزار
مي‌چر آنجا سبزه گرد جويبار
مرغزاري سبز مانند جنان
سبزه رسته اندر آنجا تا ميان
خرم آن حيوان كه او آنجا شود
اشتر اندر سبزه ناپيدا شود
هر طرف در وي يكي چشمهٔ روان
اندرو حيوان مرفه در امان
از خري او را نمي‌گفت اي لعين
تو از آن‌جايي چرا زاري چنين
كو نشاط و فربهي و فر تو
چيست اين لاغر تن مضطر تو
شرح روضه گر دروغ و زور نيست
پس چرا چشمت ازو مخمور نيست
اين گدا چشمي و اين ناديدگي
از گدايي تست نه از بگلربگي
چون ز چشمه آمدي چوني تو خشك
ور تو ناف آهويي كو بوي مشك
زانك مي‌گويي و شرحش مي‌كني
چون نشاني در تو نامد اي سني


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد