بخش ۱۲۳ - مثل

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۱۲۳ - مثل

۳۳ بازديد


آن يكي مي‌خورد نان فخفره
گفت سايل چون بدين استت شره
گفت جوع از صبر چون دوتا شود
نان جو در پيش من حلوا شود
پس توانم كه همه حلوا خورم
چون كنم صبري صبورم لاجرم
خود نباشد جوع هر كس را زبون
كين علف‌زاريست ز اندازه برون
جوع مر خاصان حق را داده‌اند
تا شوند از جوع شير زورمند
جوع هر جلف گدا را كي دهند
چون علف كم نيست پيش او نهند
كه بخور كه هم بدين ارزانيي
تو نه‌اي مرغاب مرغ نانيي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد