بخش ۱۲۹ - مثل شيطان بر در رحمان

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۱۲۹ - مثل شيطان بر در رحمان

۳۹ بازديد


حاش لله ايش شاء الله كان
حاكم آمد در مكان و لامكان
هيچ كس در ملك او بي‌امر او
در نيفزايد سر يك تاي مو
ملك ملك اوست فرمان آن او
كمترين سگ بر در آن شيطان او
تركمان را گر سگي باشد به در
بر درش بنهاده باشد رو و سر
كودكان خانه دمش مي‌كشند
باشد اندر دست طفلان خوارمند
باز اگر بيگانه‌اي معبر كند
حمله بر وي هم‌چو شير نر كند
كه اشداء علي الكفار شد
با ولي گل با عدو چون خار شد
ز آب تتماجي كه دادش تركمان
آنچنان وافي شدست و پاسبان
پس سگ شيطان كه حق هستش كند
اندرو صد فكرت و حيلت تند
آب روها را غذاي او كند
تا برد او آب روي نيك و بد
اين تتماجست آب روي عام
كه سگ شيطان از آن يابد طعام
بر در خرگاه قدرت جان او
چون نباشد حكم را قربان بگو
گله گله از مريد و از مريد
چون سگ باسط ذراعي بالوصيد
بر در كهف الوهيت چو سگ
ذره ذره امرجو بر جسته رگ
اي سگ ديو امتحان مي‌كن كه تا
چون درين ره مي‌نهند اين خلق پا
حمله مي‌كن منع مي‌كن مي‌نگر
تا كه باشد ماده اندر صدق و نر
پس اعوذ از بهر چه باشد چو سگ
گشته باشد از ترفع تيزتگ
اين اعوذ آنست كاي ترك خطا
بانگ بر زن بر سگت ره بر گشا
تا بيايم بر در خرگاه تو
حاجتي خواهم ز جود و جاه تو
چونك ترك از سطوت سگ عاجزست
اين اعوذ و اين فغان ناجايزست
ترك هم گويد اعوذ از سگ كه من
هم ز سگ در مانده‌ام اندر وطن
تو نمي‌ياري برين در آمدن
من نمي‌آرم ز در بيرون شدن
خاك اكنون بر سر ترك و قنق
كه يكي سگ هر دو را بندد عنق
حاش لله ترك بانگي بر زند
سگ چه باشد شير نر خون قي كند
اي كه خود را شير يزدان خوانده‌اي
سالها شد با سگي در مانده‌اي
چون كند اين سگ براي تو شكار
چون شكار سگ شدستي آشكار


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد