دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۹:۱۸ ۳۵ بازديد
گفت نه نه من حريف آن ميم
من به ذوق اين خوشي قانع نيم
من چنان خواهم كه همچون ياسمين
كژ هميگردم چنان گاهي چنين
وارهيده از همه خوف و اميد
كژ هميگردم بهر سو همچو بيد
همچو شاخ بيد گردان چپ و راست
كه ز بادش گونه گونه رقصهاست
آنك خو كردست با شادي مي
اين خوشي را كي پسندد خواجه كي
انبيا زان زين خوشي بيرون شدند
كه سرشته در خوشي حق بدند
زانك جانشان آن خوشي را ديده بود
اين خوشيها پيششان بازي نمود
با بت زنده كسي چون گشت يار
مرده را چون در كشد اندر كنار
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد